دریاچه ای بسیار جالب به رنگ توت فرنگی

دریاچه Retba در سنگال واقع درغرب آفریقا برخلاف تمام دریاچه‌‌‌های دنیا رنگی شبیه به‌رنگ توت فرنگی دارد.

مایکل دانسون، میکروبیولوژیست و محقق در این‌باره می‌گوید: «رنگ توت فرنگی این دریاچه به خاطر غلظت زیاد و بالای نمک در ترکیب با باکتری فعالی به نام Dunaliella Salina است.»

این باکتری‌‌‌ها در کنار نمک و با استفاده از نور خورشید، انرژی بیشتری تولید می‌کنند و چرخه صورتی رنگ آب را به وجود می‌آورند. نام دریاچه Retba «آب‌‌‌های مرده» زمانی بر این دریاچه گذاشته شد که در گذشته تصور می‌شد که هیچ سازگاری با زندگی و حیات نداشته است.»

سوتی جدید شرکت راهسازی

دختر ایرانی که در امریکا غوغا می کند! مریم سد شکن!! + عکس


دكتر مریم میرزاخانی، استادیار جوان دانشگاه«پرینستون»، به عنوان یكی از
10 مغز برتر آمریكای شمالی معرفی شد و به او لقب سد شكن دادند. مریم میرزاخانی در سال های ۷۳ و ۷۴ ( سال سوم و چهارم دبیرستان) از مدرسه‌ی فرزانگان تهران موفق به كسب مدال...

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

زندگی جالب خوابگاهی در ایران

ساعت ۲ نصف  شب در یک اتاق دانشجویی
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.parsnaz.ir

ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.parsnaz.ir

ساعت ۴ صبح هنگام خواب
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.parsnaz.ir

وضعیت تحصیل در خوابگاه
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.parsnaz.irزندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.parsnaz.irزندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.parsnaz.ir

اولین روزهای خوابگاه
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.parsnaz.ir

گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.parsnaz.com

پایان گفت و گو
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.parsnaz.ir

امکانات غذایی در خوابگاه
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.parsnaz.ir

طریقه ظرف شستن در خوابگاه
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.parsnaz.ir

اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.parsnaz.ir

و این هم آخر عاقبتش!!
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.parsnaz.ir

«ما چقدر زود باور هستیم» !!!

دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.

او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود :
۱- مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود.
۲- یک عنصر اصلی باران اسیدی است
۳- وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است
۴- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می شود.
۵- باعث فرسایش اجسام می شود
۶- حتی روی ترمز اتوموبیل ها اثر منفی می گذارد
۷- حتی در تومورهای سرطانی نیز یافت شده است

از ۵۰ نفر فوق ۴۳ نفر دادخواست را امضا کردند.
۶ نفر به طور کلی علاقه ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوی فوق بود : «ما چقدر زود باور هستیم» !!!

دانلود اهنگ مگه باتو بد بودم از رامین بیباک

ادامه نوشته

اصغر فرهادی درکودکی

یکی از شاگردهایم دو تا عکس رنگی کاغذی بر ایم می‌آورد و می‌گوید: «آقا اگه گفتی اصغر کدوم یکیه؟» خدای من باورم نمی‌شود. آن پسرک لاغر با آن عینک گُنده روی چشم‌هایش که هیچ رقمه با صورت ریزنقش‌اش جور در نمی‌آید و توی هیکل‌های خوش‌تیپ‌تر و به چشم آمدنی‌تر گم شده اصغر فرهادی‌ست؟! به‌ش می‌گویم: « من که باورم نمیشه این اصغر باشه. اصغر که عینکی نیست آخه!

ولی انگار این‌که ردیف جلو نشسته آقای صفری خودمونه که کامپیوتر درس میده. بذار از صفری بپرسم.» عکس را می‌برم صفری ببیند. می‌گوید:« این اصغره دیگه. این هم که کنارش نشسته الان داروسازه. این هم که فلانیه که الان مکانیکی زده. این هم که…» خوب به اصغر نگاه می‌کنم.

 قدر این بچه‌‌ی ریزه میزه شاد، پُر از لبخند و بی‌عقده به نظر می‌رسد. انگار در دنیایش برای همه‌ی بچه‌های کلاس که هیچ، برای همه‌ی دنیا جا دارد. به صفری می‌گویم: « پیش‌بینی می‌کردین یه روز جهانی بشه؟!» می‌گوید: « اصغر از همون موقع عشقش فیلم ساختن بودمی‌گوید: « همه‌ی بچه‌های کلاس دوستش داشتیم. زنگ انشا اصلا زنگ اون بود. به انشاهاش گوش می‌‌دادیم و سحرمون می‌کرد. دبیر ادبیات عاشق‌اش بود . تو رو خدا ببین. این اصغر به قول تو جهانی شده حالا با عکس و تصویر و تفصیلات همه جا در دسترسه ولی من عجیب دل‌تنگ اون کلاس با بچه‌های شیطون و پُر شر و شورش هستم.

چیزی نمی‌گویم ولی در دل دارم به لحظه‌‌ای فکر می‌کنم که نام اصغر فرهادی را می‌گویند و او حالا نه در آن کلاس محقر که به گستره‌ی جهان حاضر است و حرف برای گفتن دارد!

اس ام اس روز مرد

اول از همه روز “مرد” به مردانی مبارک که :

غرور مردانگی اونها اجازه نمیده کسی اشکهاشون رو ببینه

کسانی که برابر زنان باید پاسخگوی عواطف باشند

کسانی که سختی و فشار زندگی رو تحمل میکنن و میریزن توی خودشون

و اونها رو تبدیل به یک لبخند میکنند تا خوانوادشون نگران چیزی نباشن .

و کسانی که هیچوقت سختی مرد بودن رو با راحتی نامردی عوض نمیکنن .

اس ام اس های زیر صرفا جهت مزاح و سرگرمی است

ادامه مطلب اس ام اس روز مرد

ادامه نوشته

تفاوت روز زن و مرد

هتل زیر آبی

به زودی در کشور امارت شهر دبی هتل زیر آبی ساخته می شود. این پروژه به یک شرکت سوئیسی متخصص در ساخت تاسیسات در عمق آب واگذار شده است. تصاویر زیر طرح هایی از این هتل است.


تصاویر فوق العاده این هتل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

مجری تلویزیون ایران گرفتار یک بیماری ناشناخته

به گزارش تکناز به نقل از مهر، مهدی ریاحی، شاعر آئینی، جانباز دفاع مقدس و مجری برخی برنامه‌های مذهبی سیما به دلیل یک عارضه نادر مغزی در شرایط هوشیاری ناپایدار به سر می‌برد.

اکبر ریاحی، برادر این شاعر ۴۲ ساله گفت: مهدی از چند روز قبل دچار بیماری ناشناخته‌ای بود که گمان می‌کردیم به آثار ناشی از حضور وی در هشت سال دفاع مقدس مربوط است؛ چرا که وی در عملیات کربلای ۴ از ناحیه سر مجروح شد و ترکش‌های آن دوران در سرش باقی ماند.

مهدی که برنامه‌های مذهبی سیمای جمهوری اسلامی از جمله «استوا» را مجری‌گری کرده بود، از ناحیه دوستانش در صداوسیما مورد محبت قرار گرفته و حتی گزارشی از وضعیت درمانی او در تلویزیون پخش شده است.

اکنون هوشیاری مهدی بیشتر از قبل است و او می‌تواند نسبت به اطرافش واکنش نشان دهد، اما قدرت تکلم ندارد.

دیگه باید فاتحه تیم فوتسالی رو بخونیم که از پس تایلند درپیت هم بر نیومد

این تیم میخواد بره جام جهانی؟؟؟

40 کاری که دخترا نمیتونن انجام بدند


۱- چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش …

۲- درک مضمون اصلی یک فیلم هنری

۳- ۲۴ ساعت رو بدون فرستادن sms زندگی کردن …
 
۴- بلند کردن چیزی

۵- پرتاب کردن

۶- پارک کردن

۷- خواندن نقشه

۸- دزدی کردن از بانک

۹- آرام و ساکت جایی نشستن

۱۰- بیلیارد بازی کردن

۱۱- پول شام رو حساب کردن

۱۲- مشاجره کردن بدون داد کشیدن

۱۳- مواخذه شدن بدون گریه کردن

۱۴- رد شدن از جلوی مغازه کفش فروشی

۱۵- نظر ندادن در مورد لباس یک غریبه

۱۶- کمتر از بیست دقیقه داخل یک دستشویی بودن

۱۷- دنده ماشین را با انگشت عوض کردن

۱۸- راه انداختن درست یک ویدئو

۱۹- تماشای یک فیلم جنگی

۲۰- انتخاب سریع یک فیلم

۲۱- ایستاده جیش کردن

۲۲- ندیدن فیلم هندی

۲۳- غیبت نکردن

۲۴- فحش ناموسی دادن

۲۵- نرقصیدن موقع شنیدن یک آهنگ شاد

۲۶- آرایش نکردن

۲۷- لاک نزدن

۲۸- صحبت نکردن وقتی که باید ساکت باشن

۲۹- سیگار برگ و یا چپق کشیدن

۳۰- درک کردن شوهر وقتی اعصابش خورده

۳۱- گریه کردن بدون آبریزش بینی

۳۲- غذا پختن بدون تماشای تلویزیون

۳۳- تماشای اخبار و خوندن روزنامه

۳۴- نق نزدن

۳۵- لگد زدن

۳۶- از سن بیست و پنج سالگی رد شدن

۳۷- اخ تف کردن

۳۹- خواستگاری رفتن

۴۰- از همه مهمتر موارد بالا رو قبول کردن

زنی18سال است كه ناخن هایش را نگرفته

جعبه کفش

دوستان خواهشا تا اخرداستان رو بخونید الکی هم احساساتی نشید


زن وشوهری بیش از 60 سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز؛ یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند و در مورد آن هم چیزی نپرسد.


در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد و پزشکان از او قطع امید کردند.
در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع و رجوع می کردند پیر مرد جعبه کفش را آورد ونزد همسرش برد.
پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید. پس از او خواست تا در جعبه را باز کند.
وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی و مقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد. پیرمرد در این باره از همسرش سوال نمود.
پیرزن گفت : هنگامی که ما قول وقرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به من گفت که هر وقت از دست تو عصبانی شدم ساکت بمانم و یک عروسک ببافم.
پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و سعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود.
از این بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد و گفت این همه پول چطور؟ پس اینها از کجا آمده؟
پیرزن در پاسخ گفت : آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست آورده ام !

شیر

پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محلات شهر، خرج تحصیل خود را بدست میآورد یک روز به شدت دچار تنگدستی شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت. در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میاورد، تصمیم گرفت از خانه ای تقاضای غذا کند. با این حال وقتی دختر جوانی در را به رویش گشود، دستپاچه شد و به جای غذا یک لیوان آب خواست. دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است. برایش یک لیوان شیر بسیار بزرگ آورد. پسرک شیر را سر کشیده و آهسته گفت: چقدر باید به شما بپردازم؟ دختر جوان گفت: هیچ. مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام می دهیم چیزی دریافت نکنیم. پسرک در مقابل گفت: از صمیم قلب از شما تشکر می کنم.

پسرک که هاروارد کلی نام داشت، پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قویتر حس می کرد، بلکه ایمانش به خداوند و انسانهای نیکوکار نیز بیشتر شد. تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد.
سالها بعد... زن جوانی به بیماری مهلکی گرفتار شد. پزشکان از درمان وی عاجز شدند. او به شهر بزرگتری منتقل شد. دکتر هاروارد کلی برای مشاوره در مورد وضعیت این زن فراخوانده شد. وقتی او نام شهری که زن جوان از آنجا آمده بود شنید، برق عجیبی در چشمانش نمایان شد. او بلافاصله بیمار را شناخت. مصمم به اتاقش بازگشت و با خود عهد کرد هر چه در توان دارد، برای نجات زندگی وی بکار گیرد. مبارزه آنها بعد از کشمکش طولانی با بیماری به پیروزی رسید. روز ترخیص بیمار فرا رسید. زن با ترس و لرز صورتحساب را گشود. او اطمینان داشت تا پایان عمر باید برای پرداخت صورتحساب کار کند. نگاهی به صورتحساب انداخت. جمله ای به چشمش خورد: همه مخارج با یک لیوان شیر پرداخته شده است. امضا دکتر هاروارد کلی

زن مات و مبهوت مانده بود. به یاد آنروز افتاد. پسرکی برای یک لیوان آب در خانه را به صدا در آورده بود و او در عوض برایش یک لیوان شیر آورد. اشک از چشمان زن سرازیر شد. فقط توانست بگوید:
خدایا شکر... خدایا شکر که عشق تو در قلبها و دستهای انسانها جریان دارد.

پ ن پ جدید خرداد91

یارو کچله روی کلش یه خال داره اندازه ۱۰ تومنی ، رفیقم میگه اون خالِ ؟ گفتم پَ نه پَ دکمه Power اگه دست بزنی یارو خاموش میشه ! …

 

***

استاد اومده برگه تمرین داده , یکی از بچه ها میپرسه استاد حل کنیم ؟

استاد گفت : پ ن پ ببر واسه مامانت سبزی بخر بزارتوش…!

***

رفتم مغازه یه سبد پر خرید کردم ، یارو میگه : کیسه هم میخوای ؟ پَ نه پَ فرغون آوردم با اون می برم

***

ادامه نوشته

موبایل یا لباس زیر؟

ازدواج دو زن در ایران؟

خطای دید2012

اینترنت ملی خوب یا بد؟

چندیست حرف از اینترنت ملی یا اینترانت ایران است . طی برخی از اخبار ، اعلام شده که با راه اندازی اینترنت ملی ، ارتباط اینترنتی ایران با خارج قطع خواهد شد و امکان استفاده از سرویس های خارج از کشور از بین می رود .

اما حقیقت اینترنت ملی یا اینترانت ایران چیست ؟

آیا با راه اندازی این شبکه ؛ استفاده از منابع و اطلاعات خارجی کاملا قطع خواهد شد و از بین می رود ؟

آیا وضعیت پهنای باند و سرویس های اینترنت بهبود می یابد ؟

باراه اندازی این سرویس چه سرعتی درنظرگرفته شده است؟

و در اخر....چه زمانی این اینترانت اغاز به کار میکند

ادامه مطلب و مقاله شرق نیوز در این مبحث

ادامه نوشته

فرهنگ لغات حیف نون

 

کاج : نمایندگی انتشارات گاج در دوبی

هشتگرد : ۵

وایمکس : درنگ چرا؟

شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد

البرز: عربها به « پرز » گویند

چرا عاقل کند کاری : یک ضرب المثل شیرازی.

هردمبیل: جایی که در آن بابت هر چیزی قبض صادر میشود

ادامه نوشته

توالت عمومی شیشه ای و نمایان در سوئیس

شهرداری یکی از شهرهای کشور سوئیس توالت های عمومی در مرکز شهر ساخت که دیوار آنها شیشه ای است.


گفتنی است در ساخت این توالت های عمومی شیشه ای بکار رفته که داخل مشخص نیست اما از داخل این توالت عمومی، فضای بیرون به راحتی قابل مشاهده است.

دوش

روش های ذخیره اسم همسر در موبایل آقایان!! (طنز)

سازمان سیا

ابزارهای جاسوسی قدیمی و جالب سازمان سیا
ابزارهای جاسوسی قدیمی و جالب سازمان سیا
ادامه نوشته

مراحل درس

لباس

زن انگلیسی فرانسوی و ایرانی

سه تا زن انگليسي ، فرانسوي و ایرانی با هم قرار ميزارن كه اعتصاب كنن و ديگه كارای خونه رو نكنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از يك هفته نتيجه كارو بهم بگن.

زن فرانسوي گفت:

به شوهرم گفتم كه من ديگه خسته شدم بنابراين نه نظافت منزل، نه آشپزي، نه اتو و نه … خلاصه از اينجور كارا ديگه بريدم. خودت يه فكري بكن من كه ديگه نيستم يعني بريدم!

روز بعد خبري نشد ، روز بعدش هم همينطور .

روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست كرده بود و اورد تو رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتي بيدار شدم رفته بود .

زن انگليسي گفت:

من هم مثل فرانسوي همونا را گفتم و رفتم كنار.

روز اول و دوم خبري نشد ولي روز سوم ديدم شوهرم

ليست خريد و كاملا تهيه كرده بود ، خونه رو تميز كرد و گفت كاري نداري عزيزم منو بوسيد و رفت.

زن ایرانی گفت :

من هم عين شما همونا رو به شوهرم گفتم

اما روز اول چيزي نديدم

روز دوم هم چيزي نديدم

روز سوم هم چيزي نديدم

شكر خدا روز چهارم يه كمي تونستم با چشم چپم ببينم

درمان ازار شوهر

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر روانشناس میره ..
دکتر می پرسه : چه اتفاقی افتاده؟
خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم عصبانی و ناراحت میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه و عصبانیتش رو سر من خالی می کنه !!!
دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه : هر وقت شوهرت عصبانی و ناراحت اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.
دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت !!!
خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم عصبانی و ناراحت اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت!!!
دکتر گفت: میبینی؟! اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا خود به خود حل میشن !