خانومم
رفت بخوابه گفت آقا محمد میای بخوابی من و بیدار نکنی! گفتم یعنی آروم
بیام ؟ گفت پـَـَـ نــه پـَـَــــ مثل گاو بیا بپر رو تخت! گفتم حالا بی
اجازه من میری فیسبوک پدر سوخته ؟ گفت پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای نامه
کتبی ازت بگیرم ؟ ... ...خلاصه دعوامون شد رفتیم دادگاه ،طرف میگه میخواید
طلاق بگیرید ؟ با هم گفتیم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم اینجا پایه و اساس
زندگیمون و بر اساس آرمان های امام راحل پی ریزی کنیم..! بعد دو تامونو با
پس گردنی انداختن بیرون..
+ نوشته شده در جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 3:14 توسط سعید
|
سلام .این وبلاگ فقط برای این است که خنده برلب شمابنشیند مادو نوجوان برومند ,به قول تنبل ها خرخون وبه قول درس خون ها تیز هوشیم.خواهشا در نظرسنجی ها هم شرکت کنید و صادقانه رای دهیددوستان عزیز سعی کنید روزانه 10 ثانیه وقت بذارید و بر روی گزینه وبلاگ برتر ماه کلیک کنیدتا به ما امتیاز داده شود...ودر اخر: