یکی از فانتزیام اینه که سری 6

یکی از فانتزیام اینه که اگه این ترم مشروط شدم و بابام گفت چرا ؟ دستشو
میگیرم می برم دانشگاه ردیف آخر میشینیم. بعد کلیپسای شصت سانتی این
دخترارو نشونش میدم میگم چیزی رو تخته می بینی ؟ تو بودی مشروط نمیشدی ؟ از
خدا بترس !
بعد یه سیگار روشن میکنم با بغض و مظلومانه میرم سمت غروب آفتاب و تو افق ناپدید میشم !
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 16:38 توسط سعید
|