in order that بترتیبی که
.

as yet تا کنون
.
owe to =due to ناشی از
.
far off =far a way دور
.
it,s the weather آن از آب و هواست
weather آیا
.
it,s itself خود خودش
.
..i mean it معنی دادن-جدی می گم آ
.
i,ll show you نشونت می دم-خیال کردی
.
welcome back رسیدن بخیر
.
in which که در آن
for whom که برای آن
.
e.g برای مثال
i.e یعنی
et.al همکاران
.
have a seat بفرما بشینtake a seat بفرما بشین