لغات مشابه
Steal دزدی-فولاد
Still هنوز-با وجود این-ساکن
Still birth جنین مرده
.
Obstruction انسداد
Obstipation یبوست سرکش
Constipation یبوست
Frequently غالبا
Subsequently متعاقبا
Consequently نتیجتا
.
Fatal کشنده
Fetal جنینی
Myringitis التهاب پردهء صماخ
Meningitis التهاب پرده های مغزی
.
Twin دوقلو
Teens 13-19
Twins دوقلوها
Twenties 20-29
Twentieths بیستم
Irrational غیر منطقی
Irrigation شستشو دادن
Irritation تحریک
.
.By all means با کمال میل
By means of بوسیلهء
Sneeze عطسه
Hiccup سکسکه
.
Concave کاو
Convex کو...
.
Shrill جیغ زدن
Thrill لرزش
Drill مته
Abolish نابود کردن
Ablution وضو
Abort=Miscarry سقط
.
Rear عقب
Roar غریدن
Road جاده
.
Mantte پوشش
Mantel طاقچهء روی بخاری
Cradle گهواره
Candle شمع
Candle-stick شمعدان
Civil war جنگ داخلی
Civil engineer مهندس ساختمان
Civil غیر نظامی
Mustard خردل
Mustache سبیل
Beard ریش
Involve درگیر شدن
Involition برگشت چیزی به حالت اول
Revolition انقلاب
Involuntary غیر ارادی
Invalnerable آسیب ناپذیر
Comence شروع کردن
Comerce تجارت
Commend ستودن
Command فرمان دادن
.Abandon رها کردن
Abundont فراوان
Trust اعتماد
Trash آشغال
Thrush برفک دهان
Trust in GOd توکل به خدا
Cradle گهواره
Candle شمع
Candle-stick شمعدان
crumb خرده نان
crutch چوب زیر بغل
crust قشر
crash سقوط هواپیما
crush خرد شدن
سخت crucial
cruciate متقاطع
expect انتظار داشتن
پذیرفتن accept
.
succeed موفق شدن
succession ترتیب-توالی
substract تفریق کردن
attitude گرایش
نسبت دادن attribute to
ارتفاع altitude
magnitude بزرگی
incidence بروز
prevalence شیوع
.
steal دزدی-فولاد
still هنوز-با وجود این-ساکن
still birth جنین مرده
.
obstruction انسداد
obstipation یبوست سرکش
constipation یبوست
.
sew دوختن
saw اره-گذشتهء see
.
i,m sorry اشتباه از طرف خود
i,m affraid اشتباه از طرف دیگری
.
.thump ضربه
thumbشست
.
chill احساس لرز
shiver لرز در اثر بیماری
rigor لرز
.
lining آستری
coverپوشش خاجی
.
borrow قرض گرفتن
lend قرض دادن
.
by فرعی-بوسیلهء-تا-کنار
bye=good bye
buy-bought
by-product محصول فرعی
by-pass راه فرعی
how do you do? حالتان چطوره؟(رسمی)
how are you حالتان چطوره؟(خودمونی)
.
require نیاز داشتن
enquire بررسی
.
wean از شیر گرفتن بچه
win پیروز شدن
weanling بچهء از شیر گرفته شده
.
rare کمیاب-خام
medium نیم پخت
well done خوب پخته-آفرین
.
exagrrate زیاده از حد خود را نشان دادن
aggression تهاجمی
.
abbreviation اختصار
contraction قرارداد-انقباض-مخفف
.
sever=cut بریدن
severe شدید
serve خدمت کردن
گرفتگی cramp
crumb خرده نان
crutch چوب زیر بغل
crust قشر
crash سقوط هواپیما
crush خرد شدن
سخت crucial
cruciate متقاطع
.
cradle گهواره
candle شمع
candle-stick شمعدان
civil war جنگ داخلی
civil engineer مهندس ساختمان
civil غیر نظامی
.
mustard خردل
mustache سبیل
beard ریش
.
involve درگیر شدن
involition برگشت چیزی به حالت اول
revolition انقلاب
involuntary غیر ارادی
invalnerable آسیب ناپذیر
.
abolish نابود کردن
abution وضو
abort=miscarry سقط
.
rear عقب
roar غریدن
road جاده
.
mantte پوشش
mantel طاقچهء روی بخاری
.
concave کاو
convex کو...
.
shrill جیغ زدن
thrill لرزش
drill مته
.
lever اهرم
level سطح
.
blank جای خالی
blanket پتو
blanch سفید شدن