طنز دانش آموزی
بشنو از من چون حکایت می کنم
از دبیرستان شکایت می کنم
من پر از حرفم ولیکن، گوش کو؟
یک عدد تلمیذ بازیگوش کو
دور و اطرافم، پر از پرخوان شده
نمره واجب تر از روح و جان شده
هر کسی کاو دور ماند از درس خویش
عاقبت میرد ز هول و ترس خویش
من برای هر گروهی فک زدم
یا کتاب و دفتری تک زدم
شیون و فریاد کردم که بس است!
دانش آموزان! هوا خیلی پس است!
این همه درس و کتاب و اوستاد
عاقبت هم می دهد ما را به باد
آخر 10 سال درس و مشق چیست؟
توی مشق آخر سر، هیچ نیست
آه ای تلمیذ خوب و هوشمند
جو نگیرد عقل و هوشت را به بند
توی آن سر جای مخ، گچ ریختی
نام پرخوان را به خود آویختی
ای فغان از این همه تست و کتاب
این دل پر درد من گشته کباب
این دل من تنگ یک تک بیتی است
مدرسه حس قشنگم را شکست
من دلم می خواست این جا گل کنم
بشکفم، چه چه یک بلبل کنم
امتحان و امتحان و امتحان…
ایزد منان! برس بر دادمان
هر چه تاریخ و معارف خوانده ام
آخر سر، توی تستش مانده ام
این همه از اول و آخر دوختم
نیم نمره کم گرفتم، سوختم!
درس خواندن بی کمالات و شعور
عاقبت هم می برد ما را به گور
لااقل این سان نکن بر خود جفا
کم بخوان، دائم بخوان، ای باصفا!
درس تنها یک قدم از راه ماست
مدرسه، سرگرمی گهگاه ماست
توی دانشگاه رفتن سخت نیست
آن که دانشجو نشد، بدبخت نیست
آن کسی نادم شود پایان راه
کاو تمام عمر خود کرده تباه
درس خوانده، پوز این و آن زند
نیتش بوی تفاخر می دهد
این همه از عمر خود را داده است
باز هم در اول این جاده است
مدرسه با طرح هایش جاذب است
طرح هایی که شنیدم جالب است
طرح هایی که من و تو ساختیم
طرح هایی نو که درانداختیم
بشنو از من یک کلام ناب را:
(( تشنه هستی؟ جست و جو کن آب را! ))