حکایتی جالب از هفت خطی و مکر زنان
در مکر وحیله زنان همین بس که این داستان روبخونید
یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوری میکنه .
بطوریکه ماشین هردو شون بشدت آسیب میبینه .
ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.
وقتی که هردو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان ،
رانندهء خانم بر میگردهمیگه:
-آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه بروز ماشینامون اومده !
همه چیزداغون شده ولی ما سالم هستیم …. !
این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم
و ارتباط مشترکی رو باصلح و صفا آغاز کنیم …!
مرد با هیجان پاسخ میگه:
- اوه … “بله کاملا” …با شماموافقم این بایدنشونه ای از طرف خدا باشه !
بعد اون خانم زیباادامه می ده و می گه :
- ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملا داغون شده
ولی این شیشه مشروب سالمه .
مطمئنن خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه
تاما این تصادف خوش یمن كه می تونه
شروع جریانات خیلی جالبی باشه رو جشن بگیریم!
و بعد خانم زیبا با لوندی بطری رو به مرد میده .
مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حالیكه زیر چشمی
اندام خانم زیبا رو دید می زنه درب بطری روباز می کنه
و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن .
زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمیگردونه به مرد.
مرد می گه شما نمینوشید؟!
زن لبخند شیطنت آمیزی می زنه در جواب می گه :
- نه عزیزم ،فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم … !
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 15:25 توسط سعید
|